|
زنجره شعر
|
||
آیینه ام آه باطلم می شکند
آه طرف مقابلم می شکند
وقتی که به من رسیدی ای همسایه
آهسته نفس بکش دلم می شکند
****
با بونه زبرگ زرد دلداده تر است
یک نخل زیک درخت افتاده تر است
گوییند خلاصه ای است لبخند ولی
لبخند تو از خلاصه هم ساده تر است
****
ای کاش شبی کلاقه ام میکردی
محکوم به این خراقه ام می کردی
ای کاش که یک مضاف عاشق بودم
شاید به خودت اضافه ام میکردی
****
امشب بگو ازچیست ذلم پرشده است
از تو خبری نیست دلم پرشده است
بین من و تو همیشه ناهمگونیست
چون جای توخالیست دلم پرشده است
****
در کوچه ی آمال خودم می گردم
اطراف پرو بال خودم میگردم
دیریست که سایه ام زدستم خسته است
از بس که به دنبال خودم می گئدم
امشب پر از احساس شقایق شده ام
یک شاعر مفت ، آینه ی دق شده ام
دیشب پس از آن همه عجب فهمیدم
پیش خودمان بماند عاشق شده ام
***
زیبا حرمت فخر زمین است حسین
انگشتر خاک را نگین است حسین
بین دل من با دل تو ، می دانی
بین الحرمین دومین است حسین
***
ای آنکه میان دست من جات شده
یک شهر دچار بی خودی هات شده
برگرد برودل نفهمیده ی من
این دورو برا دوباره پیدات شده
***
با فلسفه ای عجیب می دزدم من
از خویش نه از غریب می دزدم من
فرزند حلال مثل مثل پدر است
از باغ محله سیب می دزدم من
***
می خواهم از عشق تازه من گریه کنم
یک دشت پر ار گدازه من گریه کنم
یک چیز ته گلوی من می خارد
آ آ آ آ قا اجازه من گریه کنم ؟
چشمان تو را شهد ، عسل می گویند
گیسوی تو را شعر ، غزل می گویند
ناخوانده ز راه می رسد ، در ده ما
به عشق خروس بی محل می گویند
***
یک راه به کوچه های بن بست بزن
و حرف مرا به این همه پست بزن
در بازی زخم و رنج بازنده تویی
ای درد برای دل من دست بزن
***
خورشیدم و لم داده به مشتی سایه
یک سایه اگر چه سرد و بی پیرایه
این بار هم آن مداد قرمز گم شد
لعنت به انار خانه ی همسایه
***
مانند غرور موج آبی ست دلم
شادم که اسیر بند غم نیست دلم
با هرچه غمم نشست و پا پس نکشید
احسنت دلم ، صد آفرین، بیست دلم
***
هر جا که نگاه می کنم بسته در است
نفرین به کسی که از خودش بی خبر است
لازم به بهانه نیست من می دانم
عطسه به من از حادثه نز دیک تر است
|
|