تبليغاتX
زنجره شعر - رباعی
 
زنجره شعر
 
 
 

امشب پر از احساس شقایق شده ام

یک شاعر مفت ، آینه ی دق شده ام

دیشب پس از آن همه عجب فهمیدم

پیش خودمان بماند عاشق شده ام

***

زیبا حرمت فخر زمین است حسین

انگشتر خاک را نگین است حسین

بین دل من با دل تو ، می دانی

بین الحرمین دومین است حسین

***

ای آنکه میان دست من جات شده

یک شهر دچار بی خودی هات شده

برگرد برودل نفهمیده ی من

این دورو برا دوباره پیدات شده

***

با فلسفه ای عجیب می دزدم من

از خویش نه از غریب می دزدم من

فرزند حلال مثل مثل پدر است

از باغ محله سیب می دزدم من

***

می خواهم از عشق تازه من گریه کنم

یک دشت  پر ار گدازه من گریه کنم

یک چیز ته گلوی من می خارد

آ  آ  آ  آ قا اجازه من گریه کنم ؟

 |+| نوشته شده در  86/09/08ساعت 11:6  توسط سید مهدی موسوی نیا  | 
 
  بالا