|
زنجره شعر
|
||
امشب پر از احساس شقایق شده ام
یک شاعر مفت ، آینه ی دق شده ام
دیشب پس از آن همه عجب فهمیدم
پیش خودمان بماند عاشق شده ام
***
زیبا حرمت فخر زمین است حسین
انگشتر خاک را نگین است حسین
بین دل من با دل تو ، می دانی
بین الحرمین دومین است حسین
***
ای آنکه میان دست من جات شده
یک شهر دچار بی خودی هات شده
برگرد برودل نفهمیده ی من
این دورو برا دوباره پیدات شده
***
با فلسفه ای عجیب می دزدم من
از خویش نه از غریب می دزدم من
فرزند حلال مثل مثل پدر است
از باغ محله سیب می دزدم من
***
می خواهم از عشق تازه من گریه کنم
یک دشت پر ار گدازه من گریه کنم
یک چیز ته گلوی من می خارد
آ آ آ آ قا اجازه من گریه کنم ؟
|
|