|
زنجره شعر
|
||
آیینه ام آه باطلم می شکند
آه طرف مقابلم می شکند
وقتی که به من رسیدی ای همسایه
آهسته نفس بکش دلم می شکند
****
با بونه زبرگ زرد دلداده تر است
یک نخل زیک درخت افتاده تر است
گوییند خلاصه ای است لبخند ولی
لبخند تو از خلاصه هم ساده تر است
****
ای کاش شبی کلاقه ام میکردی
محکوم به این خراقه ام می کردی
ای کاش که یک مضاف عاشق بودم
شاید به خودت اضافه ام میکردی
****
امشب بگو ازچیست ذلم پرشده است
از تو خبری نیست دلم پرشده است
بین من و تو همیشه ناهمگونیست
چون جای توخالیست دلم پرشده است
****
در کوچه ی آمال خودم می گردم
اطراف پرو بال خودم میگردم
دیریست که سایه ام زدستم خسته است
از بس که به دنبال خودم می گئدم
|
|