|
زنجره شعر
|
||
با آنکه شنیده اند این حق علست خود راچه به کوچه ی علی چپ زده اند
بین من و تو فراق خواهد افتاد در خرقه ی عشق چاق خواهد افتاد
وقتی سر عباس ترک بردارد شق القمر اتفاف خواهد افتاد
ما آینه ایم صیقلی میگردیم آیینه ی عشق ازلی می گردیم
فردا که همه چراغ ها خاموشند مادست به دامن علی می گردیم
خورشید به یک بهانه مامور شدست چشمان حسود آسمان کور شدست
دستان محمد است در دست علی این بار دگر نور علی نور شدست
ان لحظه اگر چه روز مثل شب بود جان همه ی ستاره ها بر لب بود
بعد از تو تمام کوفیان فهمیدند دفتر چه ی خاطرات تو زینب بود
|
|